چاپ رایگان کتاب

انتشارات عطران: کتاب “دچار باید بود” نویسنده مهسا ذوالفقاری

0

بخشی از داستان “کتاب دچار باید بود”

کتونیام از آب پر شده، توی گوشم میگی “رفتنی در کار نیست تا ابد اینجا میمونی”  گیج و سردرگم نگاهت می کنم به مردی که چشمایی شبیه چشمای بابا داره همونقدر درشت و طوسی اما بدون اون محبت عمیقی که ته چشمای بابا بود و دستایی که به بزرگی دستای باباست اما بدون اون گرما بدون اون نوازش ها قرن ها طول کشید تا بفهمم تا یاد بگیرم اینها کافی نیست شبیه بودن چشم ها و دست ها ……
به تو نگاه می کنم به طوسی های درخشان چشمات تو می خندی چشمات همیشه و همه جا پر از خنده است دقیقا یادم نیست امروز هم چشمات می خندید یا نه…
برعکس انتظارت دستام نمی لرزید اونقدر سریع و مصمم امضاء کردم که به دستام خیره شده بودی می دونم با خودت فکر کردی حتما دیوونه شده الآن باید گریه می کرد دستاش می لرزید و پر ازعشق و نا امیدی و ترس از دست دادنم بهم خیره می شد متاسفم که محاسباتتو بهم ریختم ….

اما با تمام اینها حتی کتونیامم ندیدی اخرین باری که کتونی بوشیده بودم، ماهرخ از یه ارتفاعی که هیچ وقت معلوم نشد کجاست و چقدره افتاده بود و من تمام شهرو با اون همه درد دویده بودم بیخیال تمام استراحت مطلق های دکتر نمی فهمیدم چطور ماهرخ از یه جایی که معلوم نیست کجاست افتاده ولی من نیفتادم ماهرخ تمام 4 ماه عمرشو میون هر دم و باز دم من بود لابه لای تک تک گلبول های قرمز خونم با من نفس کشیده بود با من راه رفته بود خندیده بود گریه کرده بود، غذا خورده بود با هر آهم آه کشیده بود. درد کشیده بودیم با هم در آغوش هم حسرت آغوش هایی را کشیده بودیم، که باید می بودن ولی نبودن و حالا مرده بود و من چطور قرار بود بعد از ماهرخ تنها راه برم بخندم گریه کنم غذا بوخورم آه بکشم حسرت بخورم و حتی درد بکشم…..

کتاب عاشقانه “دچار باید بود” به قلم مهسا ذوالفقاری

نوبت چاپاول
قیمت روی جلد: 500000 ریال    (ارسال پستی رایگان)
جهت پاسخگویی به سؤالات و تهیه کتاب مربوطه می توانید از طریق گزینه خرید محصول و پل ارتباطی انتشارات عطران اقدام نمایید:
دفتر مرکزی انتشارات عطران:     66191000 -021
شماره تلگرام پشتیبانی (24 ساعته): 09108172896

انتشارات عطران 021-66191000 WWW.ATRANBOOK.IR

انتشارات عطران
021-66191000
WWW.ATRANBOOK.IR

Call Now Button