چاپ رایگان کتاب

انتشارات ملی عطران: کتاب “راننده ی رویاها” به قلم “هدی سادات مرعشی (هاله صدیق)”

0

راننده ی رویاها

 دختر کوله اش را روی پایش گذاشت و در صندلی جلو نشست. فرهاد بیرون از ماشین ایستاده بود، زیرچشمی نگاه کرد و به نظرش آمد دختر دانشجوست. بعد داد زد “فاطمی سه نفر.”

پسری که در صندلی عقب نشست لباس سربازی به تن داشت. مرد مسن و چاقی هم، مسافر سوم تاکسی شد. فرهاد خم شد و از شیشه صندلی عقب را نگاه کرد، بعد صاف ایستاد و داد کشید “فاطمی یه نفر”. مرد جوانی سوار تاکسی شد و فرهاد پشت فرمان نشست. لبخندزنان گفت “سلام به همگی، روزتون بخیر” و راه افتاد.

از توی آینه نگاهی به سرباز انداخت و گفت “پسرم چند ماه خدمتی؟”

پسر بی حوصله گفت “نوزده.”

فرهاد گفت “پس خیلی نمونده. کجا هستی؟”

سرباز گفت “کهریزک.”

فرهاد شانه ای بالا انداخت و گفت “دوران سختیه ولی وقتی تموم شد بعدها یادش می افتی و گاهی دلت براش تنگ می شه. من دوران آموزشی ام پرندک بودم. قشنگ یادمه آذر ماه بود، شب ها تا صبح از سرما می لرزیدیم. حدود 250 نفر بودیم، اکثرا دکتر. لیسانسه هم بین مون بود ولی بیشترمون پزشک بودیم. هیچ وقت یادم نمی ره سرتیپی که اونجا بود اصرار داشت وقتی صدامون می زنه بهمون نگه دکتر، فقط می گفت سرباز احمدی. می گفت دکتر و مهندسش برای من فرقی نداره، اینجا همه سربازن.”

دختر دانشجو با تعجب پرسید “شما پزشک هستین؟!”

فرهاد لبخند تلخی زد و گفت “بله”.

دختر دوباره پرسید “یه دکتر الان باید توی مطب باشه، پشت این ماشین چی کار می کنه؟!”

فرهاد سری تکان داد و گفت “روزگار، منو به اینجا رسونده.”

نوبت چاپاول
جهت پاسخگویی به سؤالات و تهیه کتاب مربوطه می توانید از طریق گزینه خرید محصول و پل ارتباطی انتشارات عطران اقدام نمایید:

دفتر مرکزی انتشارات عطران:     66191000 -021
شماره تلگرام پشتیبانی (24 ساعته): 09108172896

انتشارات عطران 021-66191000 WWW.ATRANBOOK.IR

انتشارات عطران
021-66191000
WWW.ATRANBOOK.IR

Call Now Button