چاپ رایگان کتاب

انتشارات ملی عطران: کتاب “پالت” به قلم “فائزه کشتکار”

0

سفید

بی‌حاصل مو گیاه نامیدی هم نرویه” و میل‌های بافتنی را زیر و رو می‌کرد.

دستم را گذاشته‌بودم زیر چانه‌ام روی لبه‌ی سنگ سرد اپن و نگاهش می‌کردم. اگر می‌فهمید خیلی بد میشد.

چشمانش همین طوری هم غم دارد. هر وقت می‌بینم لب تخت حیاط نشسته‌است و زیر نور کم چراغ، قرآن می‌خواند می‌گویم: “سلام به غم درون چشمانت” لب‌هایش قد آسمان کش می‌آید و می‌گوید: “سلام عزیز مادر!”

شکمم درد می‌کند، حتی دیروز پای گاز که خانوم‌جان سبزی سرخ می‌کرد آنقدر عق زدم که دست و پایم لمس شده‌بود. به عزیز گفته‌بودم از این ویروس‌های جدید است. دستم را می‌برم سمت گوشی و بی‌اراده تایپ می‌کنم فردا سر راهت بیبی چک بخر.

دلم مثل سیر و سرکه می‌جوشد. خانم‌جان بفهمد داغان می‌شود. دیگر تحمل حرف آدم‌های این محله را نداریم.

همین که رضا توی شلوغی‌ها رفت و دیگر برنگشت برای خم شدن کمرش بس بود. همین که در به در پشت در کلانتری‌ها جوانی‌اش را گذاشته‌بود و التماس قاضی و مامور کرده‌بود برای موهای سفید بافته‌اش کافی بود.

صبح مقنعه اتو شده را از روی پشتی دست‌بافت خانم‌جان برداشتم و راهی دانشکده شدم. قلبم هر لحظه تندتر می زد. نفس کشیدن برایم سخت شده‌بود.

غم عزیز و عذاب وجدان خودم، آدم معتقدی شاید نبودم اما اعتماد شکسته‌شده عزیز را کجای دلم بگذارم.

زودتر از من رسیده‌بود جلوی سردر و تکیه داده‌بود به دیوار، سرم را پایین انداختم بی‌توجه به او از کنار حراست رد شدم.

عین جوجه اردک‌های تازه سرپا شده سرش را پایین انداخته‌بود و دنبالم می‌آمد.

رفتم توی دسشویی دخترانه و از لای در دستم را دراز کردم و کیفش را گرفتم.

نوبت چاپاول
جهت پاسخگویی به سؤالات و تهیه کتاب مربوطه می توانید از طریق گزینه خرید محصول و پل ارتباطی انتشارات عطران اقدام نمایید:

دفتر مرکزی انتشارات عطران:     66191000 -021
شماره تلگرام پشتیبانی (24 ساعته): 09108172896

انتشارات عطران 021-66191000 WWW.ATRANBOOK.IR

انتشارات عطران
021-66191000
WWW.ATRANBOOK.IR

Call Now Button