چاپ رایگان کتاب

رضا فاطمی کیا: نویسنده کتاب “درهّ ی ترس و زیبایی” (انتشارات عطران)

0

سخنانی کوتاه از نویسنده کتاب درهّ ی ترس و زیبایی

به نام خدا

سلام

تا جایی که یادم می‌آید از همون زمان بچگی هم عاشق قصه ها و داستان های کهن بودم اونقدری که وقتی برام قصه میگفتن، تمام شخصیت هاشو نوی ذهنم تصور میکردم.

رضا-فاطمی-کیا-نویسنده-کتاب-درهی-ترس-و-زیبایی-نشر-عطران1

حتی یادمه یه مدت (فک کنم وقتی که دبستان بودم)؛ یه سری شخصیت های خیالی رو توی ذهن خودم ساخته بودم و وقتی میرفتم مغازه چیزی بگیرم، توی کوچه باهاشون حرف میزدم یا از دور بهشون شلیک میکردم و میجنگیدم.

هنوز هم عاشق سرزمین های تخیلی و واقعی ای هستم که وجود دارن ولی هنوز انسان نتونسته باهاشون ارتباط بگیره.

قصه ی دره ی ترس و زیبایی، یکی از اون سرزمیناست.

هیچوقت یادم نمیره، در صحن جامع رضوی امام رضا (ع) شروع به نوشتنش کردم چند سال پیش، چندین ساعت همینجور غرق در نوشتن بودم و وقتی سرم رو از برگه بیرون میاوردم، خوشحال بودم که نشستم بین آدم ها …. (چون داستانی که داشتم مینوشتم ترسناک و تخیلی بود).

اینقدر توی حس داستان رفته بودم.

البته این فقط در مورد قصه اس، عاشق داستان کوتاه نوشتنم هستم، خصوصاً داستان های اجتماعی، و تقریباً همیشه با نگاه ریزبینانه ای به اطرافم و زندگی ِ مردم نگاه می‌کنم و الگو می‌گیرم.

رضا-فاطمی-کیا-نویسنده-کتاب-دره-های-ترس-و-زیبایی-نشر-عطران

روزی روزگاری زیر آسمان خدا آدم هایی با هزاران هزار رنگ و روی مختلف زندگی می کردند و هر کس سرش به کاری گرم بود. یکی از این آدم ها، پادشاه سرزمینی بود.

سرزمینی نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچک. جایی خوش آب و هوا که مزارع برنج و انواع باغ های میوه مثل سیب، هلو و زرد آلو و زمین هایی که آن را به صورت منظم دسته بندی کرده و در هر بخشی از آن گلی خوش رنگ و بو کاشته بودند.

کوه هایی هم در دور دست ها به چشم می خورد، کوه هایی که با هر فاصله ای به آن نگاه    می کردید، یک منظره ای داشت و در ذهن هر نفر قصه ای جداگانه     می ساخت.

لینک خرید کتاب “درهّ ی ترس و زیبایی” اثر “رضا فاطمی کیا”

Call Now Button