چاپ رایگان کتاب

سارا شاطرعباس: کتاب “آناشید” (انتشارات ملی عطران)

0

خانم سارا شاطر عباس، متولد تهران، سال ۶۷، با مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، از سال ۸۵ در زمینه شعر و داستان مشغول به فعالیت هستند.

ایشان در سال ۸۶ موفق به کسب مقام سوم در منطقه ورامین، سال ۹۷ منتخب در جشنواره فاخته و سال ۹۸ هم منتخب در جشنواره قلم ایرانی شده اند.

خانم-سارا-شاطر-عباس-نویسنده-کتاب-آناشید-نشر-ملی-عطران2

گزیده ای از کتاب آناشید به قلم خانم سارا شاطر عباس

در دامنه کوه سرسبز و زیبا، سرزمین بزرگ و پهناوری بود که دشت ها و صخره های پر فراز و نشیبی داشت. پادشاهی که بر آن سرزمین حمکرانی می کرد، مرد بسیار مهربان و قدرتمندی بود.

همه ی مردم از او راضی و خشنود بودند؛ اما جادوگرهای آن سرزمین هیچ وقت نتوانستند مورد لطف و عنایت پادشاه قرار بگیرند.

تمام هدف آنها، تسلط بر سرزمینی بود که اعتقاد داشتند اجدادشان اولین مالکان این سرزمین هستند. زمانی که هیچ کس پا در اینجا نگذاشته بود، اجداد جزء اولین ها بودند.

خانم-سارا-شاطر-عباس-نویسنده-کتاب-آناشید-نشر-ملی-عطران1

 در یکی از شهرهای این سرزمین زیبا، زن و مرد نیکوکاری زندگی می کردند، با آنکه خود در فقر و تنگدستی بودند، اما کمک کردن به هم نوع خود را بسیار دوست می داشتند.

تا آنکه آوازه ی آنها گوش به گوش و دهان به دهان پیچید؛ تنها آرزوی آنها داشتن فرزند بود.

همسایه ها با زبان مهربانی، آناهیتا را دلداری می دادند که بالاخره تو هم صاحب فرزند خواهی شد.

خانم-سارا-شاطر-عباس-نویسنده-کتاب-آناشید-نشر-ملی-عطران3

خانم-سارا-شاطر-عباس-نویسنده-کتاب-آناشید-نشر-ملی-عطران4

آناشید دختری با گیسوان طلایی، صورتی سفید و چشمانی آبی، تنها فرزند سیاوش شد.

او پدری مهربان برای آناشید بود.

سیاوش از طلوع آفتاب تا غروب خورشید در معدن مشغول کار بود.

آناشید هر روز با سبدی پر از غذا، آب و میوه به سمت معدن رهسپار می شد تا با پدرش، هم سفره شود.

همه از عشق پدر و دختر با خبر بودند و در دل، آنها را تحسین می کردند.

آن روز آناشید مثل همیشه از پدر خداحافظی کرد و به خانه برگشت.

شب شد آناشید پشت شیشه ایستاده بود و به قطره های باران نگاه می کرد.

دل شوره عجیبی سراغش آمد؛ لحظه ای چشمانش را بست، صورت پدر در ذهنش نقش بست.

لینک خرید کتاب “آناشید” به قلم “سارا شاطر عباس”

Call Now Button