چاپ رایگان کتاب

سیده فاطمه سید جلالی: خالق کتاب “ماز” (انتشارات ملی عطران)

0

سخنانی کوتاه از نویسنده کتاب ماز

چهارم دبستان بودم که برای اولین بار قلمم را برای خلق اثری شبیه به “آلیس در سرزمین عجایب”در دست گرفتم.

هر چه بیشتر می نوشتم، بیشتر عاشق نوشتن می شدم. گاهی بچه های مدرسه را دور خودم جمع می کردم و برایشان داستان می نوشتم تا اجرا کنند.

خانم-سیده-فاطمه-سید-جلالی-نویسنده-کتاب-مازنشر-ملی-عطران2

هر وقت داستان هایم توسط شخص ثالثی خوانده و یا اجرا می شد؛من را بیشتر ترغیب می کرد که داستان دیگری در ذهنم بپرورانم.

به دبیرستان که رسیدم عضو انجمن نویسندگان مدرسه خودمان شدم .

خانم-سیده-فاطمه-سید-جلالی-نویسنده-کتاب-مازنشر-ملی-عطران1

در کلاس زیست قایمکی رمان عاشقانه ای می نوشتم و دست به دست بین دانش آموزان می چرخاندم.

از ورودم به دانشگاه به عنوان کارشناس گرافیک، دغدغه هایم نیز متفاوت تر شد.

در سال ۹۸ با اثر “باور” در جشنواره ی فاخته و در همان سال با اثر “متمایز” در جشنواره ی قلم ایرانی منتخب شدم.

و حال تمام دغدغه هایم برای پذیرش تفاوت ها و نگرانی هایم برای متمایز ها سبب شد تا اثر ماز خلق شود.

خانم-سیده-فاطمه-سید-جلالی-نویسنده-کتاب-مازنشر-ملی-عطران3

گزیده ای از کتاب ماز

به سمت تنها اتاق خانه ام می روم. در را میزنم و سپس آن را باز میکنم. پیرمردی چروکید بر صندلی راک نشسته است و به بیرون خیره شده است.

لباس سفیدی بر تن دارد و روی آن جلیقه ای پوشیده است. با ورودم سرش را به سمتم بر می گرداند و از آن لبخند ها که  نمی دانم برای چه به من می زند.

روزنامه را تکانی میدم و می گویم:

_ این روزنامه الان به دست من رسیده است.خبر صفحه ی اول آن را نگاه کن.

به روزنامه نگاه می کند. فقط با خواندن تیتر متعجب می شود و نگاهش را به من می دوزد.

_کل روستا نابود شده است. از آن روستای نفرین شده فقط خانه ی من هست که سالم است.

اینجا نوشته است که روستا را به پارک بزرگی تبدیل کردند و قرار است بزرگترین پارک لندن را در آن جا بسازند.

متن روزنامه را بیشتر مطالعه می کنم.

و با تعجب میگویم:

_پدر!اینجا نوشته است که خانه ها را خراب کردند تا یک ماز بزرگ آن جا درست کنند.

لینک خرید کتاب ماز به قلم سیده فاطمه سید جلالی

Call Now Button