چاپ رایگان کتاب

علی هاشم آبادی: نویسنده کتاب شعر”قاب عکسی برعکس”انتشارات عطران

0

علی هاشم آبادی: نویسنده کتاب شعر”قاب عکسی برعکس”انتشارات عطران

بریده­ای از اشعار کتاب شعر”قاب عکسی برعکس”

( هو ال…)

هو الشافی

دلم سنگ است و بیمار

تو درمانی برایش خواهی آورد

تمام جسم من در هجر یک عشق

رسیدن بر نگارش خواهی آورد

( قصه خنده )

در این اطراف مرگ هم

تو را بر سخره می­دارد

نه قبر و نه کفن اینجا

همه عالم گرانی هست

که دلالان این دوران

گران کردند مردن را…

( شهر در خواب )

مرد طوسی هستی؟

تو بگو آیا

رستم­ات بیدار است؟

رستمم بیدار

و به تنهایی خود

در سر کوه دماوند به نجوا رفته

( شریک عمر )

در دل تنهای تو در شهر مرگ

گر فقط شیطان نشیند عاقبت

رنگ عشق یک فرشته گم شود

در تمام هستی­­ات تا عمر بعد

( شعله سرخ )

من نمی­گویم

عاشق لحظه دیدار گلی سبز شدم

من به خود می­گویم

در هوایی زیبا با دلی بس خسته

شوق بودن با تو

همچو یک شعله سرخ

دل شیدای مرا آتش زد.

( محفل انس )

من به تنهایی خویش

در پی مرگ

می­روم سمت خدا

می­روم سمت همان کوه که گرگ

زوزه اش غمگین است

« غرور و عشق »

چنان غرور درون سینه­ام

به رخنه­ای نشسته بود

که پادشاه دل

برای مدتی به عشق

همچو کینه­ای همیشگی

به جنگ

عقل را گرفته بود

همه توان خود

درون جنگ به کار بست

به چشم خیره شد

به سر هوای هر هوس

به ذهن پر تلاش خود

نگاه هر دلی پر از جوانه ساخت

وجود خود پر از صدای خنده کرد

طنین مستی­اش درون شب

پر از ستاره کرد

به روز های عیش و مستی­اش

همیشه خنده برد به لب

و چون عقاب تیز پر

به این خیال که

لحظه جوانی­اش همیشگی است

به خشم نعره زد

که عشق

اگر چه عالمی همه شدن اسیر و  باخته­ات

و گرچه فرهاد به کوه برده پناه

وگرچه مجنون شده دیوانه راه

بدان که من

به خشم خود

چنان رها شدم ز تو

که تیر ز چله کمان

نگاه کن که نغمه­ام چنان خوش و برنده است

که عالمی به یاد من

ز عقل سر بریده­اند

….

گذشت زمان

نهان شد از درون او

هوای مستی و جوانی­اش

که پادشاه دل به پیری زمان دچار گشت

کمی هوای بودنش

کمی نگاه خسته­اش

چنان درون خود

به کودکی نشست

که بار دیگری به عمر

دوباره عشق برنده شد

حال که او خاطره گشت

حال که او دام برای مرغ دل

علی-هاشم-آبادی--قاب-عکسی-بر-عکس.ادبیات

لینک سفارش کتاب شعر قاب عکسی بر عکس

Call Now Button