چاپ رایگان کتاب

مه آسا رسولی: کتاب رقص واژه ها (انتشارات عطران)

0

خطوط موازي روي صفحه

چکه می کنند

همگي در التماس

دست هايي كه 

روزي چندسطر براي تو

آن ها را لمس می کردند

 

چرا چشم هايت را

وصله ای زده ای؟

مگر نمی دانی

پشت این دروازه

هر روز مردمک چشم هایم تنگ تر میشود

بگشا این طناب دار را

 

دست ها گر در آغوش هم نفس نمي كشيدند

تا به امروز بارها 

از خفگي در هم فشردن هم

جان باخته بودند

بگذار ترديد را

نه پشت بغض هايمان

پشت چشم هايي پنهان كنيم

كه

با لمس هم

باران جاري كنند

و ترديد من به يقين :آري گويد

 

باور كن اگر گل هاي خانه 

چشم نداشتند

هرگز مشتاق نشستن پشت پنجره ها 

نبودند

 

رابطه معکوس یعنی

تو معنا كني

كسي را

كه به تو معنا بخشيد

أي كاش مرا تهي ميكردي

تا تو را كامل

به جان بسپارم

 

پاييز بيرون پنجره زل میزند

به ما

شیشه از شرم عرق می ریزد

بيا اين سوي پنجره

اسمان سقف خانه مان

زود تر به خواب می رود

هیچ کس مانع تلفیق ما نمی شود

 

وجودم با بوي توست

كه رنگ به چهره ام مي نشاند

من این نشستن ها را دوست میدارم

 

بگذار چشم هايت روي چشم هاي من بيايند

شايد خوابم ببرد

وقتي تو با چشم هابت

 خواب را از سر من می ربایی

 

انگار همين ديروز بود

كه من از تمناي ديدنت

گم كردم

مسير رسيدن به تورا

كه با عجله روي دست کشیده بودم

همگي پاك شد

درون مشت هاي عرق كرده اي

كه با تصور ديدنت

منقبض شده بودند

 

نياز به فرياد دهان و حنجره نيس

 تا چشم ها زجه مي زنند

 

اندیشه ام را
از
 ميان درد هايي هرس كردم

كه تو در آن

اميدي

از جنس واژه كاشته بودي…

انتشارات عطران 021-66191000 WWW.ATRANBOOK.IR

انتشارات عطران
021-66191000
WWW.ATRANBOOK.IR