چاپ رایگان کتاب

نشر عطران: خواب های مسخره من (علی تصویری قمصری)- کودک و نوجوان

0

ساعتِ ده و چهل دقیقه­ ی شبِ سه ­شنبه، نهم مهرماهِ سالِ هشتاد و هفت، یک پسر بچه­ ی سبزه و پشمالو با چشمای بزرگ و سیاه بدونِ ذره­ ای جیغ و داد به دنیا اومد… اون پسر بچه من بودم! پرهامِ تصویری. اولین و تنها بچه­ ی مامان و بابام…
از نوزادی، کلا تخیلاتِ ­فعالی داشتم، چون مامانم برام خیلی کتاب می­خرید و همه رو هم می­خوند. اونم نه یکبار، چندین بار باید می­خوند تا راضی بشم. از همون موقع­ها، کتاب خوندن برام شد بزرگترین تفریح و کتاب و لوازم ­تحریر هم، شدن بهترین هدیه برام!
آخرای کلاسِ اول که نوشتن و خوندن رو یاد گرفتم، خودم به تنهایی شروع کردم به خوندنِ کتاب. گه گاهی یک چیزهایی هم می­نوشتم، مثلِ داستان کوتاه یا خاطره. تا همین الان… که ده سالمه و کلاسِ چهارمم.
دروغ چرا، داستان­هام اکثرشون واقعی نیستن و از خودم در می ­آرم! پس می­تونم با اطمینان این خبر و بدم که، ماجراهای خواب­های مسخره­ ی من، همچنان ادامه داره…
در آخر می­خوام از همه ­ی کسایی که توی این راه، به من کمک کردن و بهم انگیزه ­ی نوشتن دادن قدردانی کنم. امیدوارم بتونم سربلندشون کنم.
غولِ قوریِ گل قرمزی!
یک روز ظهر با دوستام از مدرسه برمی­گشتم. وقتی به زمین خالیِ تهِ کوچمون رسیدیم، مثلِ همیشه از هم خداحافظی کردیم و جدا شدیم. تنهایی راه افتادم به سمتِ خونمون، که یک قوریِ چینی گل قرمز دیدم. حسِ توپِ فوتبال بهم دست داد و یک لگدِ محکم بهش کوبیدم. قوری قل خورد و کمی جلوتر رویِ زمین افتاد. اما اصلا حتی ترک هم نخورد! به نظرم سنگین­تر از چیزی بود که به نظر میومد. کنجکاو شدم و از این کار خیلی خوشم اومد. دوباره به سمتش با شتاب دویدم و این­بار یک شوتِ رونالدویی بهش زدم! ناگهان قوری به جای اینکه قل بخوره، صاف شد و یک دودِ غلیظ ازش بیرون اومد! چیزی که می­دیدم، اصلا باورم نمی­شد!
یک غولِ آبی رنگِ بزرگ، درست مثلِ کارتون­ها ازش اومد بیرون! دقیقا همون شکلی که توی کارتونِ علاءالدین دیده بودم! با خودم گفتم: (آخ جونم! الان ازم آرزوهام و می­پرسه. پیش به سویِ یوونتوس!) تا اومدم لبخند بزنم، اخمی کرد و گفت: (آآآآی بچه! چته!؟ چرا لگد می­زنی؟ مگه دیوونه­ ای؟ بچمو بعد از صد و بیست سال تازه خوابونده بودیم، که تو بیدارش کردی! حالا حالیت می­کنم مردم آزار!) چی فکر می­کردم، چی شد! گفتم: (برو بابا! مگه قوری جایِ زندگی کردنه؟ این چیزا مالِ توی قصه ­هاس!!) غول گفت: (آره، حالا تو هم برو پیشِ قصه­ ها!) اما تا اومدم فرار کنم، یک دودِ عجیبی همه جا رو پر کرد طوری که چشمام جایی رو نمی­دیدن.
نوبت چاپ: اول
قیمت روی جلد: 250000 ریال (ارسال پستی رایگان)
جهت پاسخگویی به سؤالات و تهیه کتاب مربوطه می توانید از طریق گزینه خرید محصول و پل ارتباطی انتشارات عطران اقدام نمایید:
دفتر مرکزی انتشارات عطران: 66191000 -021
شماره تلگرام پشتیبانی (24 ساعته): 09108172896
عطران- درگاه پرداخت امن آنلاین- کلیه کارت های شتاب

Call Now Button