چاپ رایگان کتاب

نشر ملی عطران: کتاب ” وقتی عمه تقسیم کرد” نویسنده “فاطمه باقریان”

0

وقتی عمه تقسیم کرد

خانه مادربزرگ شلوغ بود،معمولا تو یک ماه اخر هفته ها همه جمع می شدیم اونجا.مامان و زن عمو کنار حوض کوچک سنگی که به دیوار خانه همسایه چسبیده بودسبزی پاک می کردندو داخل حوض آب می ریختند.

در حیات باز شد و عمو رضا که تازه از اصفهان برگشته بود با یک جعبه سفید کوچک در دستش  وارد شد.بعد از سلام و  احوالپرسی با همه و خوش و بش کردن با زن عمو نازی  جعبه سفیدی را که آورده بود به دست عمه سوسن داد.

عمه روی تک پله راهروی ورودی خانه نشست و همه بچه ها رو صدا زد. من و لاله هم دویدیم و روبروی عمه ایستادیم.با آمنه و عاطفه و محمدومحسن و حمیده هفت تا می شدیم.

عمه در جعبه را باز کرد..تکه های بزرگ گز اززیر آردها بیرون زده بود.آب از لب و لوچه همه ما آویزون شد. لاله آب دهانش را قورت داد و لبخندی زد.

عمه چاقوی میوه خوری را روی یه تکه گز بزرگ گذاشت و شروع به تقسیم کردن آن کرد… سهم تک تک بچه ها را داد بعد یه تکه اندازه بند انگشت به حمیده داد و گفت:برو عمه جان….

حمیده نگاهی به تکه گزش انداخت و گریه کرد و آنرا روی زمین انداخت.مورچه ها انگار منتظر بودند یکهو دور تکه گز جمع شدند و آنرا با خود بردند.

نوبت چاپاول
جهت پاسخگویی به سؤالات و تهیه کتاب مربوطه می توانید از طریق گزینه خرید محصول و پل ارتباطی انتشارات عطران اقدام نمایید:

دفتر مرکزی انتشارات عطران:     66191000 -021
شماره تلگرام پشتیبانی (24 ساعته): 09108172896

انتشارات عطران 021-66191000 WWW.ATRANBOOK.IR

انتشارات عطران
021-66191000
WWW.ATRANBOOK.IR

Call Now Button