چاپ رایگان کتاب

هادی پورحسین : نویسنده کتاب “ایستگاه” انتشارات ملی عطران

0

هادی پورحسین : نویسنده کتاب ” ایستگاه ” انتشارات ملی عطران

هادی پورحسین فرزند بهارم و زاده ی فروردین، سومین روزش قسمت من شده بود و شاید به وقت صلوه ظهر.
به گمانم هنوز بساط سفره ی هفت سین جمع نشده بود و ماهی های قرمز داخل تُنگ، سر از حوض آبی وسط حیاط خانه پدری در نیاورده بودند که مادرم گوشه چارقدش را به دندان گرفت و پدرم آقا محمد حسین را به صدایی از پشت دار قالی پایین کشید.
سالها گذشت یکی پس از دیگری چندین بهار، ده ها تابستان و بارها و بارها پاییز و زمستان و من قد کشیدم، پشت نیمکتهای چوبی مدرسه، وسط بازیگوشی های کودکانه، به دنبال توپ پلاستیکی سه لایه… کف خیابان.
نوشتن را دوست داشتم خواندن را بیشتر، پس روزها و لحظاتم را درون کتاب ها و به دنبال قهرمان هایشان ورق زدم. تا بالاخره به داستان خود رسیدم و قهرمان تمام دورانم، مهر ماه بود و پاییز بود و باد بود و باران بود و بوی خوشِ ماه مدرسه.

هادی-پورحسین-نویسنده-کتاب-ایستگاه-انتشارات-عطران1

نمیدانم چه شد که به یکباره دل به پاییز بستم، آخر زاده ی بهار را چه به عاشقانه های پاییز؟ اصلا باران بهار را چه به باران پاییز؟
بگذریم حالا دیگر نوبتی هم که بود نوبت یاغی گری پاییز بود، وقت برگریز درختان سر به هوا، گاهِِ عشق بازی باد و باران… و من عاشق شدم، معشوق دلربا قلم به دستم داد ولی نوشتن قانون داشت راه و روش داشت بلد بودن می خواست و من از این همه فقط عشقش را داشتم، با این همه با تمام نابلدی و تنها به قولی و قراری، دست به قلم شدم و نوشتم از همان روزهای سرد پاییزی گذشته تا به امروز…
باشد که در ذهن تاریخ به یادگار بماند.

هادی-پورحسین-نویسنده-کتاب-ایستگاه-انتشارات-عطران2

لینک خرید کتاب ” ایستگاه” به قلم ” هادی پورحسین “

Call Now Button