چاپ رایگان کتاب

انتشارات ملی عطران: کتاب “ویلا” نوشته ی راضیه ندیمی

0

دنده رو عوض کرد با سرعت میرفت. با خودم گفتم: چقدر خوب میشد اگه الان تصادف کنیم. روبروم درخت تنومندی دیدم، با این خواب آلودگیش کاش میزد به درخت، ماشین از وسط نصف میشد. درخت رو رد کرد. پیچید جاده خاکی، چقدر خوب میشد اگه مثه تو فیلما ماشین تو هوا چند تا معلق میزد، بعدشم آتیش میگرفت. تریلی با صدای بوق ممتد و با سرعت از روبرو میومد، منتظر بودم محکم به هم برخورد کنیم و زیر تریلی له بشیم. تریلی رو که رد کردیم آهی از حسرت کشیدم. رسیدیم دامنه کوه. ماشین رو کنار ماشین ­های دیگه پارک کرد. از همون پایین قله رو به مهران نشون دادم، گفتم: ببین! من اون بالا رو میخوام. گفت: قله رو قول نمیدم، اما تا جایی که بتونیم میریم. رفتیم بالا، چند بار لیز خوردم و سنگ­ها از زیر پام قل خوردند. دستاشو حلقه کرد دور کمرم و گفت: بیشتر مواظب باش. دستمو گرفت به راهمون ادامه دادیم. خسته بودم و نفس بلند میکشیدم، پایین رو نگاه کردم بیشتر از نصف راه رو اومده بودیم. بالا رو نگاه کردم، خیلی مونده بود به اون بالا برسیم. هرچی بالاتر میرفتیم نفسم تندتر میزد، مهران دو قدم از من جلو بود. پاش رو گذاشت پایین، هم قدم شدیم. نفس زنان، گفتم ازین بالا چه منظره پایین قشنگه. نای بالاتر اومدن رو ندارم. روی تکه سنگی نشست دشت وسیع زیر پاهامون رو نگاه کرد. گفت بیا بشینیم، خسته شدی. گفتم: مرسی که تا اینجا همراهیم کردی. عضلاتم رو شل کردم، نفس عمیقی کشیدم، خودمو پرت کردم….
با سرعت از لابلای سنگ­ها میرفتم پایین، صدای جیغ مردم رو میشنیدم…

مجموعه داستان ویلا نوشته ی راضیه ندیمی

نوبت چاپاول
قیمت روی جلد200000 ریال    (ارسال پستی رایگان)
جهت پاسخگویی به سؤالات و تهیه کتاب مربوطه می توانید از طریق گزینه خرید محصول و پل ارتباطی انتشارات عطران اقدام نمایید:
دفتر مرکزی انتشارات عطران:     66191000 -021
شماره تلگرام پشتیبانی (24 ساعته): 09108172896

ویلا راضیه ندیمی

انتشارات عطران
021-66191000
WWW.ATRANBOOK.IR